#عشق_کیلویی_چند_پارت_350
خدارو شکر سریع سریع نشونه ها رو پیدا کردیم
افتابم در اومده بود
اخرین نشونه ما خبر از رسیدنمون میداد
اخیش
سامی : تو جرا آخیش میگی من کولت کردم
یه چپ چپی نگاش کردم گفتم : وظیفت بود
سامی : بچه پرو
اخه میدونید یهو وسط راه پام شدید درد گرفت
سامی نگاه کرد
فهمید خونریزی کرد
دوباره پیراهنشو پاره کرد ایندفعه استینشو
بعدم کولم کرد
سامی : روشا بیا بچه ها اونجان
ایندفعه دستشو انداخت زیر پام
رفتیم پیش بچه ها
هیلا رها دوییدن سمتم
romangram.com | @romangram_com