#عشق_کیلویی_چند_پارت_347
__
اپاما ( روشا)
درشو باز کردم
هیچ چیزی اونجا نبود
خالیه خالی
فقط چندتا چیز توجهمو جلب کر
اونم
سه تا دریچه ی کف اتاق بود اونروز که با رها اومدم اینو اونجا ندیدم
حتما به خاطد اینکه روش پره جسد بود مشخص نشده بود
یکی از دریچه ها رو انتخاب کردج
ا ک هی
قفل بود
گیره نازک سرمو در اوردم گذاشتم توی قفل
انقدر چرخوندم که باز شد
اروم دریچه رو بردم بالا یه چراغ کوچیک که همراهم بودو در اوردم یه نگاه کلی به داخل انداختم اینم نردبون بود داخلش
اول نمی خواستم برم اما با فکر اینکه شاید بتونه پازل رو به رومو حل کنه
تصمیم به رفتن گرفتم
romangram.com | @romangram_com