#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_343

__

سامی :روشا اروم باش چیزی نیس به خدل

میدونستم رنگم حسابی پریده

رفتیم داخل خالیه خالی بود

بازم همون دوتا در

سامی :کدومو بریم روشا

من " سرد خونه سمت راستیه

رفتیم داخل سرد خونه

خالی دماشم متعادل بود

سامی : اینجا که خبری نیس بهتره بریم

یهو ....

چشمن خورد به یه تختی که تو دیوار فرو رفته بود

من: پاشا

سامی: جونم

سامی مشکوک نگام کرد گفت : خوب

من: درش بیار

سامی : هن ؟

romangram.com | @romangram_com