#عشق_کیلویی_چند_پارت_325
وااا عجبا
اروم رفتم تو متوجه نگاهه خیرش شدم
کمی معذبم کرد
نشستم روی مبل پا روی پا انداختم
کلافه شدم از نگاهش
رو مو کردم طرفش
من: چیزی شده ؟
شریف :نه
بازم همین طور زل زده بود بهم
از جاش بلند شد
رومو کردم طرفش داشت نزدیک تر میومد
استرس افتاد به جونم
اومد نزدیک تر رسید جلوم دستشو گذاشت رو پشت مبل دقیقا ب*غ*ل کتفم
سرشو اورد نزدیک تر
قل*ب*م تند تند می زد
یهو .......
romangram.com | @romangram_com