#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_326


__سی

هیلا( نهال )

قل*ب*م تند تند میزد

یهو شریف دم گوشم زمزمه کرد : چه خوشکل شدی

ایی لعنتی چرا کنار نمیرفت خبرشو

داشت ترس میوفتاد به جونم

دستمو گرفت زمرمه کرد : بالاخره گیرت میندازم

یعنی چی این حرفش

😟

ترس فجیع افتاد تو دلم

یعنی چی گیرت میندازم

دستشو اروم کشید رو صورتم

که یهو تلفن زنگ خورد

آخیش خدا پدرشو بیامرزه

شریف با حرص از روم بلند شد

هاااا بیا منو بخور


romangram.com | @romangram_com