#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_301

رها ( یاس )

با سرعت از ماشین هیلا سبقت گرفتم به سمت فرعی رفتم

رفتیم تو فرعی واااای

فرعی بستست ماشینو نگه داشتم منتظر هیلا شدم

دومین بعد اومد

دستمو از شیشه بردم بیرون اشاره کردم بیاد کنارم

هیلا: اینم که بستس ای بابا

تیسا : اره اوف

من : اره حالا بهتره بگردیم دنبال یه فرعی دیگه

هیلا : دور بزن یاسی

دور زدیم حرکت کردیم زدیم تو دل جاده

یهو چشمم به یه جاده خاکی خورد

که تنه تابلوش نوشته بود

کمربندی

کمربندی همون خیابونی که به هتل راه داشت

ما هتلو از بزرگراه رفتیم ولی از کمربندی هم راه داشت

پس راهنما رو زدم

romangram.com | @romangram_com