#عشق_کیلویی_چند_پارت_299
تیسا یکی از لباسا رو گرفت پرت کرد سمتش
تیسا : روشا خیلی خاک تو سر شدیااا
آپاما : خخخ به پای تو نمی رسم
تیسا : حالیت میکنم شوم کیه ؟
آپاما : بیا حالی کن
.....
__
هیلا ( نهال )
من : خل چلا بسه بیاید از این خراب شده بریم بیرون
رها : اره بیاید بریم
اومدیم بیرون از منشی خدافظی کردیم
حالا همه تو پارکینگ وایساده بودیم
من : بابا من خسته شدم بیاید یه جا بریم
پالیز : اره بریم بیرون
آپاما :کجا ما که تقریبا همه جای کویتو رفتیم
یهو یه فکری به ذهنم رسید
من : آقا یه فکری
romangram.com | @romangram_com