#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_298


رها : سلام

-----

رها : اوا اقا آتردین شمایید ؟

-----

حالا ابروهای ما رفته بود تو اسمون

رها: خورشید دستش بنده

----

رها : بله بله اومد میگم تماس بگیره

----

رها :خدا فظ

قطع کرد

رها یه لبخند شیطانی زد گفت : پس بگو انقدر مقاومت واسه چی بود

تیسا : خیلی عوضی رها خیلیم فضولی

من : حالا عروسی کیه ؟

پالیز: پس بگو زیر زیرکی کار میکردید؟

آپاما : حالا کار های شوم که نکردید


romangram.com | @romangram_com