#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_142


تیسا : سورین خیلی عصبی بود

پالیز: فعلا که کاری از دستمون بر نمیاد فرسام ( سورین )

نمی دونم چرا وقتی تو اون وضعیت دیدمش غم عجیبی تو دلم نشست

نمی دونم چمه شاید عاشق شدم شایدم یه حس گذرااااا

اما هر چی که هس فعلا درگیرشم

آپاما ( روشا).

فکر کنم شریف از هیلا خوشش اومده دیگه بدتر از این نمی شه

من : نهال سعی کن از شریف دوری کنی فرار نکن ازش دور باش جوری که فکر نکنه از عمده

نهال: باش

سامیار( پاشا)

من : سورین حالت خوبه بریم داخل

فری : اره بریم

فرسام ( سورین )

رفتیم داخل خدارو شکر ر*ق*ص تموم شده بود یه موسیقی اروم داش پخش می شد

شریف رفت میکروفونو گرفت : مهمونای عزیز خوش اومدید از خودتون پذیرایی کنید برنامه بعد شام اجرا می شه

همه مشغول خوردن بودیم دو تا پسر با شریف رفتن پیش میز دخترا ایستادن


romangram.com | @romangram_com