#عشق_کیلویی_چند_پارت_141
شریف اروم اروم نزدیک به گوشم گفت : می دونستی تو با همه دخترای اطرافن فرق داری متفاوتی خیلی، امشب خیلی خوشکل شدی
فقط تونستم یه لبخند اجباری بزنم
اروم اروم سرشو اورد پایین گلومو ب*و*سید
ضربان قل*ب*م رفت بالا داشتم میمردم
واای خدا سریع آپاما رو نگاه کردم آپاما چشاشو به معنی اروم باش روی هم گذاشت اما مگه می شد چشم خورد به فرسام که داشت خیره خیره نگام می کرد اما نمی دونم چرا کبود بود توی چشاشم دلخوری موج می زد .. ..
هیلا( نهال )
تو چشای فری دلخوری موج می زد رنگشم کبود بود قرمز بود یه چیز تو همین مایه ها
رادوین مسیر نگاه فرسامو دنبال کرد رسید به من
بعدم شروین سامی حرف زدن رادوین دست فرسام کشید رفتن بیرون
یه نگاه به وضعیتم کردوای تو حالت بدی بودیم شریف سرش تو گلوم بود منم یه لبخند به لب داشتم خوب حق داشت بیچاره
شریف: خیلی خوشم اومد ازت
لحنش خیلی بد بود حس خوبی رو به من نمی داد
همون لحظه اهنگ تموم شد
من : ر*ق*ص خوبی بود ( جون عمم که )
بعدم سریف رفتم پیش بچه ها
من : بچه ها پسرا رو دیدین رفتن بیرون آپاما : اره دیدیم
romangram.com | @romangram_com