#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_131

هیلا : غلطو که بعدا می کنی

آپاما هم نامردی نکرد دستشو برد بالا یه پس گردنی حوالش کرد

هیلا: آخ خوب چرا می زنی حقیقت تلخه ؟نه؟

آپاما :خفه می شی یا خفت کنم

هیلا : خوب چه کاریه خودم خفه می شم آپاما : بچه ها کیف کفشاتونو بگیرین بدوووووین

سر 20 دقیقه همه حاضر شدیم رفتیم صبحونه بخوریم و...پیش به سوی حرکت ده دقیقه مونده 8 رسیدیم رفتیم بالا مثل همیشه منشی....

منشی :اقا گفتن برین توی اتاق تا طراح لباس بیاد

رفتیم توی اتاق همین که نشستیم روی صندلی طراحه اومد

طراحد: اسم من طنازه و شما

من : خورشید

پالیز : سرمه

آپاما :روشا

رها :یاس

هیلا :نهال

طناز :خوب بچه ها اول تاپ شلوارک بپوشید بریم تمرین بعد لباس اصلی رو بپوشید کفش اوردین ؟

آپاما : اره

خوب سریع تر

romangram.com | @romangram_com