#عشق_در_وقت_اضافه_پارت_268


بوم!

خبر مثل بمبی عمل کرد.

انگار تمام صدا ها قطع شد.

شایان ناراحت بود.

و نارسان شوک زده.

با خود فکر کرد:

-شاید حکمتش اینه که شادان کار های منو یادش نیاد. شاید بهترین اتفاق ممکن بود. به این طریق شاید شادان عشق نارسان را می پذیرفت.

شاید!

شایان غمگین از دکتر خداحافظی کرد.

ولی نارسان هنوز هم گیج بود.

نمی دانست ناراحت باشد یا خوشحال.

ولی حس قلبی اش خوشحالی بود!

هم بابت به هوش آمدن شادان؛ هم به خاطر فراموشی خاطرات بد گذشته.


romangram.com | @romangram_com