#عشق_در_وقت_اضافه_پارت_243

-خانومم کی به هوش میاد؟

دکتر این بار هم سرش را پایین انداخت.

در حالی که به میزش نگاه می کرد، جواب داد:

-با توجه به دفعه ی قبلی، شانس این دفعه، خیلی کمه.

نفس عمیقی کشید و ادامه داد:

-ما هر کاری از دستمون براومد، انجام دادیم.

سرش را بالا آورد و گفت:

-شنیدم اون کسی که به خانومتون زده، از عمد زده. می تونم بپرسم چرا؟

نارسان در حالب که بغض گلویش را می فشرد، با صدای دورگه گفت:

-همسر سابقم بودند. می خواست از من انتقام بگیره که همسرم منو کشید عقب ولی ماشین به خودش خورد.

دکتر لبخندی زد و گفت:

-من به خانمتون افتخار می کنم. قدرش را بدونید.

نارسان با پریشانی گفت:

-کی؟ وقتی مرد؟

romangram.com | @romangram_com