#عشق_در_وقت_اضافه_پارت_224
یلدا را پیاده کرد و به سمت خانه اش به راه افتادند.
وقتی وارد خانه شدند، همه جا را گرد و غبار گرفته بود.
این کتاب توسط کتابخانه ی مجازی نودهشتیا (wWw.98iA.Com) ساخته و منتشر شده است
بعد از یک ماه وارد خانه اش شده بود.
یلدا را به سمت اتاق خواب راهنمایی کرد.
یلدا با درد روی تخت دراز کشید.
نارسان رفت تا غذایی آماده کند.
***
چهار روز گذشته بود.
romangram.com | @romangram_com