#عشق_در_وقت_اضافه_پارت_173

-باشه. شب زودتر میام.

-خب.

-کاری نداری؟

-نچ.

-چرا اینطوری جواب میدی؟

-کاری نداری؟

نارسان که بهش برخورده بود، جواب داد:

-خداحافظ.

و گوشی را بدون شنیدن جوابش قطع کرد.

همانطور تماس گرفت و سفارشاتش را برای هفت شب داد.

بعد بلند شد تا برود بخوابد شاید این کسالت برطرف می شد.

هنوز چند دقیقه نگذشته بود که خوابش برد.

***

با صدای نارسان که صدایش می کرد، از خواب بیدار شد.

romangram.com | @romangram_com