#عشق_در_وقت_اضافه_پارت_172
آرام دکمه ی انسر(answer) را فشرد و گوشی را بغل گوشش نگه داشت.
از آن طرف صدای نارسان بلند شد:
-الو؟ شادان؟
شادان با بی حالی جواب داد:
-هوم؟
-امروز یکی از دوستام برای شام می خواد بیاد خونه.
-خب؟
-زنگ بزن واسه شام از رستوران سفارش بده.
-باشه.
-دانشگاه رفتی؟
-نه.
-چرا؟
-حالم بد بود.
romangram.com | @romangram_com