#عشق_در_وقت_اضافه_پارت_160


پس از اعلام حکم که مبنی بر پرداخت مهریه ی یلدا و طلاق نارسان و یلدا بود، نارسان خواست تا چند دقیقه با یلدا صحبت کند.

مهریه ی یلدا همان موقع طی یک چک که شادان به یلدا داد، پرداخته شد.

قبل از رفتن نارسان کنار یلدا، شادان گفت:

-حواست باشه که مهریه ی من پول نیست! قلبته!

و نارسان سری با حرص تکان داد.

***

این دومین بار بود که نارسان و شادان به محضر می رفتند.

ولی این بار به همراه یلدا و برای طلاق.

پس از امضای طلاق، یلدا به نزد شادان رفت و گفت:

-مطمئن باش بد تر انتقام می گیرم.

و شادان پوزخندی زد و گفت:

-فکر کن منم ساکت می شینم.

و خنده ی نازی تحویل یلدا داد.


romangram.com | @romangram_com