#عشق_در_قلمرو_من_پارت_196
آروم بغلش کردم و روی تختش گذاشتم.
سریع داد زدم
-وریا ؟ وریا ؟
وریا پرید توی اتاق و گفت
-چیه ؟ چراتوی اتاق داد می زن.....
شوکه نگاهش به نواز افتاد.
-ر..رئیس ؟ ح..حالتون خوبه ؟
نواز سرفه ای کرد و گفت
-حالم خوبه وریا.
وریا جلو اومد و معاینه اش کرد.
وقتی عقب رفت با خوشحالی گفت
romangram.com | @romangram_com