#عشق_چیز_دیگریست__پارت_88


- هه... آره یه سوال پرسیدی ولی آنچنان پرسیدی که یعنی من بدون هیچ فکری و رو هوا فقط چهار تا شرط رو به هم بافتم و تحویلت دادم.

- متاسفم رها ولی دقیقا همیتطوره. کافی بود یه کم در مورد شروطت فکر و تحقیق میکردی. اونوقت خودت هم به حرف من می رسیدی. اما حالا من تحقیق کرد] جواب دونه دونۀ شرط هات رو بهت میدم. بعد شزطات رو یک مقدار تغییر میدم و بهت فرصت میدم روش فکر کنی. باشه؟

- لازم به اینکار نیست. من اصراری ندارم که ازدواج کنم. پس توضیحاتت رو برا خودت نگه دار و تمومش کن.

- رها به خاطر خودت میخوام بهت این توضیحات رو بدم که بعد بهت فرصت گذاشتن یه سری شرط های معقول رو بدم. وگرنه برات اگه مهم نیست بهت میگم. باشه. من تصمیمم رو گرفتم. باهات ازدواج میکنم. با وجود تمام شرایطی که گذاشتی. اما بهت پیشنهاد میکنم حرفامو بشنوی چون در اینصورت باخت واقعی مال تو و برد حتمی نصیب من شده. حالا خود دانی.(و آروم و دست به سینه روبروی رها میشینه و منتظر تا نتیجۀ ضربه ش رو ببینه.)

- ببین فکر کنم درست متوجه شرطای من نشدی شما وگرنه قطعا می فهمیدی قطعا برنده منم.

- راس میگی؟ باشه پس خوب گوش کن تا برات بگم چطور تو باختی و اگر حرفام درست بود این شمایی که شرایط من رو قبول میکنی و با شرایط من ازدواج میکنیم و البته انقدر بی انصاف نیستم مثل تو که تو شرایطم همه رو به نفع خودم تغییر داده باشم. خوب حالا نظرت چیه؟

- باشه و وقتی تو فهمیدی که باخت واقعی با توس نه من همه چیز رو همین امشب تموم میکنی چون واقعا دیگه کشش ت رو ندارم.(با عصبانیت به یزدان زل میزنه)

- باشه. حالا خوب گوش کن و بین حرفمم نیا تا تموم شه. مهریه خونه خواستی، مشکلی نیست. فقط یک شب میخوای وظایف زناشوییت رو انجام بدی. اما به یه چیز فکر نکردی اونم اینکه یه زن تو قانونه ما موظف به انجام تمام وظایف زناشوییشه که این وظیفه هم جزئی از همونه. من نوعی میرم دادگاه شکایت میکنم که زنم وظایفشو درست انجام نمیده. میدونی دادگاه چی میگه؟ میگه اول با ملایمت و قربونت برم و برخورد خوب راضیش کن. خانومی که شما باشی، راضی نمیشی. میرم اینبار دادگاه میگه باهاش یه کم جدی برخورد کن، بعد یه کم دعوا کن، نشد بیشتر، نشد مجبورش کن، نشد یه بار آروم برخورد فیزیکی کن باهاش، نشد برخورد شدیدتر کن، نشد .... تهش می رسیم که آقا پس طلاق بگیرین. میگن حق طلاق باکیه؟ با منه مرد. رضایت ندم حالا حالاها باید از این دادگاه به اون دادگاه بدویی. میگیم آقا باشه طلاق میدیم. میگن گواهی پزشک بیار که باردار نیست خانوم. خانومی هم که شما باشین انقدر برنامه ریزی دقیقی برا شب عروسیتون کردین و بالا پایین کردین و استرس و فعالیت زیاد و هیچی دیگه هم رو سیستم داخلی بدنتون تاثیری نذاشته و خوب خدا رو شکر باردارین. باز می رسیم خونه اول که حالا تا دنیا اومدنه بچه ول معطلین. جنابالی هم دستت به هیچ جا بند نیست. فقط نتیجه این شده که یه میدونه جنگم تو خونه درست کردیم که ضرره مستقیمش میره به دختره عزیزتون و خودت بهتر از من میدونی. بچه دنیا میاد دوباره روز از نو روزی تز ن. تازه اگه شانس بیاریمو بچه با اونهمه اعصاب خرابی سالم دنیا بیاد و مشکلی نداشته باشه که اگه داشته باشه یه عمر باید خودمون رو لعنت کنیم که زندگی یه بی گناه رو تباه کردیم.

- بر گردیم خونه اول خودمون. دوباره از این دادگاه به اون دادگاه که آقا بچه دنیا اومد حالا بیا میخوایم طلاق بگیریم. منی که آقا باشم وای میستم آقا بچه ماله منه. بچم رو بده هر جا دوس داش بره به سلامت. شما هم دستت به هیچ جا بند نیست جز اینکه حالا چند صباحی بچه دستته و تازه اون زمان هم من می رم میام. نه خق داری بچه رو بی اجازه من جایی ببری و نه اصولا وقتی دو نفر تو دعوا باشن به این آسونی ها یکی میتونه اون یکی رو دور بزنه و ... . آخرش میدونی چی میشه؟ میبینی یهو هفت سال ده سال زندگیتو تباه کردی. به بچه ات زهر کردی. یه بچه عصبی با کلی کمبود بار آوردی که تهش هم دو دستی بدی به شوهرت. اونم چند صباحی گذشته نگذشته بره زن بگیره و پاره جیگرت بیفته زیر دست یکی که نمیدونی اصلا چه حسی به بچه تو داره و چطور باهاش تا میکنه. خوب حالا رها خانوم کجای شرطات میتونه به ضرر من باشه یا یه مانع سر راهه من ؟ کی تو این بازی باخته؟ و به چه قیمتی؟ به قیمت یه عشق دورانه جوانی؟ عشقی که رفته دنبال زندگی خودش و خودت بهتر باقیش رو میدونی.

- خوب موقع ازدواج همه خواسته هامو محضری میکنم. این که کاری نداره.

- رها هیچ محضری اینکار رو نمیکنه. ممکنه بگه حق طلاق با تو اما به شرطی که دلیل قانع کننده داشته باشی. شوهرت مغتادی. مشروبخوری. اهل خلافی. بی بند و باری چیزی باشه.اصلا هیچ قانونی نمیپذیره که یکی یه شب شوهرت باشه و فرداش به سلامت. یا ...


romangram.com | @romangram_com