#عشق_چیز_دیگریست__پارت_214


- (با صدایی لرزان): به خدا یزدان اومدم خونه کلید ماشینمو بر دارم خوابم برد. تلفنمم دیشب رو ویبره گذاشته بودم که یه موقع زنگ خورد مزاحمه مامان اینا نشه. اینه که اصلا نشنیدم زنگ زده بودی. به جونه رها خواب بودم.

- (با لحنی جدی ولی آروم): نمی خواد جونتو قسم بخوری برا هر چیزی.

- کارم داشتی؟

- هه کار؟؟؟؟؟؟ اگه کاری داشتمم مال 6 ساعت پیش بود نه الان.(با چوزخند): گفتم شاید باز رفتی یه بلای دیگه سر اون طفل معصوم بیاری که جاب نمیدی. رها گرفتارم. کاری نداری؟

- نه. خدافظ. (با اشکایی روان گوشی رو قطع میکنه سرش رو با دو دست میگیره و زار میزنه. یعنی حتی یه لحظه هم نگرانم نشده بود که انقدر عادی بهم متلک گفت و بعدم دکم کرد؟ میخواستی مثلا چیکار کنه؟ قربون صدقه ت بره؟ خیلی دله خوشی داره ازت. خجالت بکش رها.): به زور لقمه رو فرو میده و شیر رو سر میکشه و به سمت بیمارستان میره.

- این چهرمین روزیه که یزدان باهاش سر سنگینه. یعنی واقعا انقدر دلخوره که چهار روز حاضر نشده بیاد ده دیقه پهلوم بشینه و باهام حرف بزنه؟ من براش مهمتر بودم یا بچه اش؟ هه اینم مثه همه مردا فقط زنو برا بچه پس انداختن میخواد انگار. دیگه براش جذابیتی ندارم. وای رها باز چرت و پرت گوییت شرو شد؟ دارم حقیقت رو میگم. دروغ میگم بگو. معلومخ که چرت میگی. جونش برات در میره اونوقت تو اینجوری حرف میزنی؟ هه جونش برام در میره که الان یه ماه داره میشه که حتی یه دست رو سرم نکشیده. به زور بیس کلمه باهام حرف زده. حق داره. خودتو بذار جای اون تا ببینم بازم اینجوری حرف میزنی؟ میدونی رها ایراده تو دقیقا همین بی منطقی و کوته فکریته. بدنه حتی یه لحظه فکر هر غلطی میکنی بعدا نتیجشو که میبینی اینجوری قضاوت میکنی. وای ولم کن تو هم برا من یزدانه دوم شدی. برو بابا. اه.

- صدای موبایلش سکوته بخش رو میشکنه. با وصل شدنه تماس صدای یزدان تو گوشش میپیچه

- (با صدایی بدونه هر احساسی): سلام. بیا بالا کارت دارم. زود بیا باید برم بخش.

- (هه بازم عینه این سه روز. ببینم خسته نمیشی از این کاره تکراری و حرفه تکراری؟): اومدم.(طبقه 6 میرسه ضربه ای به در میزنه و بعد از شنیدنه صدای یخه یزدان در رو باز و وارد میشه): سلام

- سلام. بشین شیر و لقمه هاتو کامل بخور. مثه دیروز برا من یادگاری نذار. تا تهش میخوری.

- تو کجا میری؟ بازم مثه دیروز و پریروز و پس پریروز باید بری به مریضات سر بزنی؟ به همون اورژانسی های همیشگی؟


romangram.com | @romangram_com