#عشق_چیز_دیگریست__پارت_206
خونه خالی خونه غمگین خونه سوت و کور بی تو
رنگ خوشبختی عزیزم دیگه از من دوره بی تو
مه گرفته کوچه هارو اما سایه تو پیداست
میشنوم صدای شب رو، میگه اون که رفته اینجاست))
- رها نکنه بی من خوابت نگیره؟ نکنه تنت گرم نشه؟ نکنه دلت بگیره؟ نکنه منم کابوسه شبای بی ستارت بشم؟ یعنی من ستاره شباتم؟؟؟ نمی دونم... ناخوداگاه باز نگرانش میشه. باز این دله دیوونه بی تابش میشه. دستش به سمت تلفن میره.
- (صدای زنگ تلفن تو سکوت خونه میپیچه گیتی سریع گوشی رو بر میداره تا رها که تازه بعد از کلی تلاش خوابش برده مبادا بیدار بشه.)
- صدای خسته یزدان توی گوشی میپیچه. و مادر که انگار از صدای زنگ فهمیده بوده این کسی جز پسر خسته و درمونده و عاضقش نیست قبل از اینکه یزدان سکوتش رو بشکنه آروم با صدایی نرم
- سلام مامانم. نگران نباش. همه چیز خوبه.
- مامان... رها... حالش خوبه؟
romangram.com | @romangram_com