#عشق_چیز_دیگریست__پارت_196
- احمقه عوضی... لابد تو هم کورتاژ کردیش. حالام زنگ زدی سور پرایزم کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
- خواهش میکنم دکتر نیکنام. آروم باشین. ببینید من اصلا همچین آدمی نیستم. خیلی هم باهاش بحث کردم اما میدونین که چقدر لجباز و بی فکره. داشت میرفت منم ترسیدم بره یه جا یه بلایی سر خودشو بچه اش با هم بیارن. اینه که به دروغ بهش گفتم این کارو میکنم براش. حالام رفته آماده بشه. گفتم نیم ساعت طول میکشه تا مریضامو را بندازمو بیام.
- (دیگه ادامه حرفای بهناز رو نمی شنید. فقط با صدایی لرزان و مضطرب): آدرسو بگین.
- ....
- تا یه ربعه دیگه میرسم. بهش نگین دارم میام. خواهش میکنم.
- باشه. منتظرم.(غیر ممکنه اینهمه اضطراب و نگرانی اونم برای کسی که به قول رها در حاله طلاقه. یه جای کار میلنگه. رها بهش راس نمیگه. ). منشی رو مرخص میکنه و دوباره به فکر فرو میره.
.
.
.
- (صدای در): وای خبرت بهناز. دوساعته الافم کردی. بیا دیگه
- رها مطمئنی؟ نمی ترسی؟
romangram.com | @romangram_com