#عشق_مخفی_پارت_88
-ها خوشگل نديدي؟ مگه ارث نداشته بابا ننت دستمه؟بكش كنار بزار باد بياد
چرا اين شكلي حرف ميزدم؟الله و اعلم خدا ميدونه
ايليا:به پر رويي تو ادم نديدم اين چه طرز حرف زدنه؟مگه اينجا چال ميدونه بيبي؟
يه پوزخند زد و سمت ماشين ماشين رفت
طبق معمول پام و زمين كوبيدم :ع و ض ي
تو حياط رفتم و نشستم تو ماشين
تند درو كوبيدم به هم
يه نگاه غضب ناك از تو اينه بهم كرد
يه لبخند مسخره زدم و ابروم و بالا انداختم...
جلوي دانشگاه زد رو ترمز
پياده شدم و از پنجره به غول بيابوني گفتم:
-٢اينجا باش
romangram.com | @romangram_com