#عشق_مخفی_پارت_63
-خانمي افتخار ميديد؟
ادرينا نگاهي به دست اون و من كرد كه با چشم و ابرو ميگفتم ردش كن بره اما از حرص من دستشو توي دستش گذاشت و رفت روي جايگاه شروع كرد رقصيدن
نميدونم چرا اما دلم ميخواست لج كنم باهاش با اينكه اين كارا واقعا از من بعيد بود
به سمت دختري كه گوشه ميز بود رفتم و درخواست رقص دادام
دقيقا روبروي اونا شروع كرديم به رقصيدن واقعا باورم نميشد اين منم كه از يكي درخواست رقص كردم و دارم ميرقصم !!!!
به وسطاي اهنگ رسيده بوديم كه احساس كردم پسره موهاي ادرينا رو بوسيد امپرم زد بالا
دست دختره رو ول كردم بخ سمتش رفتم روبه پسره كردم و گفتم :گمشو ديگه دور بر دوست دخترم نبينمت شونش و هل دادم و بي توجه بهش دستم و دور كمر ادرينايي كه توشوك بود انداختم و اروم شروع به رقصيدن كرديم
ادرينا:ديگه داري خيلي پرو رو ميشي ولَم كن
ايليا:ولت كنم كه باز بري با يكي ديگه برقصي؟مثل اينكه يادت رفته پدرت تورو به من سپرده
ادرينا:وايسا ببينم تو كه داشتي با اون دختره ميرقصيدي چي شد؟
romangram.com | @romangram_com