#عشق_مخفی_پارت_60
-واي ستاره مخم و تركوندي چقد حرف ميزني؟سرطان فك نگيري؟
ستاره :نترس نميگيرم چون رسيديم جنازه تو بكش بيا بيرون
ماشين ايستاد و بعد از حساب كردن پولش به سمت باغ راه افتاديم...
ايليا:
نه بابا اشتباه ميكردم چون يهو از ديدم محو شد!!!
-پرهام توروحت اخه كدوم پليسي از اين مهمونيا مياد؟
پرهام:حالا يه شب كه صد شب نميشه
-خفه من خودم ميرم مردم و از اين مهمونيا جمع ميكنم انوقت خودم اينجام
پرهام با قيافه كلافه:نظرت چيه اينارم جمع كني ببري ؟
-موافقم
romangram.com | @romangram_com