#عشق_مخفی_پارت_59
يه لحظه احساس كردم دهن دقيقا مماس با گوشمه تا خواستم اقدام كنم با اخرين توان جيغ زد عين فنر از جا بلند شدم
ادرينا:اي كوفت اي درد اي حناق اين چه طرزه بيدار كردنه؟ايشالا سر مراسم خواستگاريت بگوزي چش سفيد!!!
ستاره:خفه خرس قطبي به حرف گربه سياهه بارون نمي باره اگه درست گفته باشم ..!!!
ادرينا :گم شو برو لباسم و بيان از تو كمد تا اماده شم
و به حالت مسخره اي دهنم و تكون دادم:اگه درست گفته باشم
ستاره:خاك تو سرت لندهور پاشو زود باش
از تخت پريدم پايين و به سمت سرويس بهداشتي رفتم
حدود ٣٠ديقه طول كشيد تا اماده شم با اينكه ساده بودم و ولي خيلي ناز شده بودم
مانتوم و روي لباسم پوشيدم و با شال با ستاره از در بيرون رفتيم تو حياط هرچي دنبال ايليا گشتم نبود ببرتمون بهتر با اون اخماش كوفتمون ميكرد
چون حوصله رانندگي نداشتم زنگ زدم اژانس بياد تو همين حال كه تو راه بوديم به چرت و پرتاي ستاره گوش ميكردم:أدي وقتشه به خوشگلش و تور كنيم و رل و..
romangram.com | @romangram_com