#عشق_مخفی_پارت_58

پرهام :جيگر شديم!!

-مواظب باش ستون نريزه روت!!!

پرهام :مواظبم

يه لحظه چشممو چرخوندم كه احساس كردم ادرينا رو ديدم......



ادرينا:

توي خواب گرم و شيريني فرو رفته بود كه با تكوناي دست ستاره از خواب بيدار شدم

ستاره:هووووي خرس قطبي پاشووووووو پاشوووووو دير شدددد


ادرينا:دهههه ستاره برو گم شو خواب مياد

ستاره :باشه خودت خواستي


romangram.com | @romangram_com