#عشق_مخفی_پارت_573
با تاکید روی اسمم گفتم
و با سرعت از خونه خارج شدم و
جلوی در ماشین سفید پورشه اشو دیدم که نشسته
اخم کردمو نشستم
هنوز در و نبسته بودم گاز داد
با حرص درو بستم و رو بهش گفتم:
چشماتو باز کن ببین ،هنوز در رو نبسته بودم
و هیچی نگفتی فقط به قدری روی فرمون فشار میاورد که چچهار استخون روی دستش قرمز شده بود و با سرعت میروند
سرمو تکیه دادمو سکوت کردم تا رسیدیم:.
*****
لباسی از پشت ایینه خودنمایی میکرد مشکی تا ساق پا ،اندامی،یقه قایقی که از بند روی دستش به بعد استین داشت
روش هم کت میخورد
شیک بود
دست ایلیا رو نگرفته بودم با اخم رو بهش گفتم :
بیا بریم اینجا ،
رفتیم ،اه اه نکبتو ببین دختره رواانی انقدر ارایش کرده بود و کرم پودر زده بود که تا ارنجت میرفت تو
جدی رو بهش گفتم: لطفا سایز medium
این لباس
با اون دماغ عملیش گفت: چند لحظه صبر کنید
داشت با چشمای قد قرباغه اش قورت میداد شوهرمو،
هه شوهرمو چه کلمه ایی
romangram.com | @romangram_com