#عشق_مخفی_پارت_56

پرهام:باش داداچ تو خوبي!!!

-ميدونم

خواست جواب بده كه گارسون اومد:چي ميل داريد؟

-چلو ترش

پرهام:واسع منم از همين

بعد از صرف يه جورايي عصرونه به سمت خونه عليرضا دوست مشترك من و پرهام تو كرج راه افتاديم..

عليرضا:به به چه عجب چشممون به جمال شما دوتا روشن شد!!

پرهام با خنده:برو نماز شكر بخون

ايليا:موافقم

عليرضا :كم زر بزنيد كه ديره سريع اماده شيد بريم

به سمت اتاق مهمون راه افتادم لباسام و عوض كردم از ادكلنم كه هميشه تو ماشين بود دوش گرفتم و

romangram.com | @romangram_com