#عشق_مخفی_پارت_559

_عجب رویی داری بچه
بلند شدم رو ب روش
_بدوو بریم بالا من خوابم میادا
بلند شدم و گفت:
بلند شد و گفت بریم
رفتیم توی اتاق جلو تر رفتم که دستمو کشید پرت شدم توی بغلش
با ناز بهش نگاه کردم و قدم ب جلو برداشت و من همچنان توی بغلش ب عقب که افتادم روی تخت
و خیمه زد روم
وا این چشه امشب
_چیکار میکنی بلند شو عه
سرشو برد توی موهام باز بو کرد و گفت
شامپوت عاالیه ادرینام
چییییی ادرینام
اینو چه میم مالکیتی هم میده
داغ شده بودم باز اه لعنتی چقدر تو کرمی
ولی خب راستش بدمم نمیادا (دختر انقدر پرو اخه)
اومد سمت صورتم سرشو اورد جلو و ناخداگاه
چشمامو بستم که بلند شد و با پوزخند و اروم گفت :
مثل اینکه بدت هم نیومده
_ایلیا تو چت شد یهو زده ب سرت چرا هی رنگ عوض میکنی اخه چکار کردم چی گفتم که با نیش و کنایه حرف میزنی
توجه ایی به حرفم نکرد و با برداشتن حولش

romangram.com | @romangram_com