#عشق_مخفی_پارت_557




ادرینا
بعد اینکه ایلیا لباسامو اورد ایلیا هنوز اخمش بود اه بد عنق
با ابرو اشاره به دوربین کردم که با گیجی سرشو تکون داد
باز با ابرو اشاره کردم که گرفت و زد زیر خنده
با تعجب نگاش کردم که با ابرو به دوربین اشاره کرد ایششش خوشمزه
پشت چشمی براش نازک کردم که اومد جلو و زیر گوشم گفت :
دیگه با حوله بیرون نمیای کوری یا خودتو زدی به کوری
دوربینو نمیبینی اخه
وایی چقد گرممه لپام مطمئنم گل انداخته از گرما
بیشعور نفساشو و فوت میکرد تو گوشیم
اروم گفتم باشه ،برو عقب گرممه
پوزخند زد
اه نکبت باز تو جلد مغروریش
در زدن هر دو سرامون سمت در برگشت
خدمتکار بود :
بفرمایید پایین اقای تهرانی
سرشو تکون داد و با همون اخم جذابش گفت
باشه برو می یایم

romangram.com | @romangram_com