#عشق_مخفی_پارت_556

يعني حقي نداره بخواد مال كس ديگه اي بشه ادرينا فقط و فقط مال منه!
نميخوام از دستش بدم ! حتي اگه برام بد شه ! حتي اگه نشه
مهم نيست! هرجور كه شده من اين دختر سركش و لجباز و مال خودم ميكنم!
اما فقط يه چيزي!؟..... اميدوارم كه چيزي اون عشقي
كه اون روز لب دريا تو چشماش ديدم كم نشده باشه!
ميتونم حس كنم ، ميتونم حس كنم كه كم نشده!!!!
خنده اي كردم و روي تخت نشستم !
ميگن عشق ادم و ديوونه ميكنه!
قضيه من بود ! عين ديوونه ها تنهايي با خودم ميخندم حرف ميزنم!و.......
اما باورش سخته ....سخته باور كردن اينكه من همون سرگرد گند اخلاق قبلم !! هموني كه تا اسم عشق و عاشقي ميومد خندش ميگرفت!؟؟؟؟
اما اعتراف عشقم پيش ادرينا يه جورايي برام سخت بود!
غرورم با این حرفا جور در نميومد !
ولي بايد انتخاب ميكردم !...يا غرورم يا....يا ادرينا؟!........
همونطور توي فكر بودم كه صداي در سرويس و شنيدم !....
سرم و بلند كردم !
ادرينا با يه حوله بزرگ كه تا نوك پاش ميومد از حموم بيرون اومد...
اين چرا لباس تنش نكرده ! با اينكه حوله همه جاي بدنشو پوشونده بود ولي خب اينجا دوربين داشت!
با اخم گفتم: اين چه وضعشه؟ چرا لباسات و تنت نكردي؟
همونطور كه از سر و صورتش اب ميچكيد گفت: پروفوسور ! چمدونامون و الان اوردن !
با اخم غليظ تري گفتم : تو برگرد تو حموم من لباسات و ميارم!
كلافه نگام كرد و به سمت حموم رفت!......

romangram.com | @romangram_com