#عشق_مخفی_پارت_539
حتي فكرشم منو به جنون ميكشيد!
اينكه طمع لباي سرخشو كسي به غير من بچشه!
ديوونم ميكرد!
اينكه موقع هايي كه ترسيده تو بغل يكي ديگه قايم شه!
داغونم ميكرد!
اينكه ..... اينكه مال يكي ديگه باشه!
ذره ذره منو ميشكست!
اما ... اما نميزارم! نميزارم ..... واسه كسي كه تموم زندگيمه زندگيم و ميزارم !
از دستش نميدم!
ادرينا فقط مالللللل منهههههههههه
داد زدم : ادرينااااا مالللل منههههههه ....مال من ميشه.......
لبخند اطمينان بخشي زدم و به سمت ماشين رفتم!...........
درو با كليد باز كردم رفتم داخل !
برقا همه خاموش بود
بافت پاييزي مو از تنم بيرون اوردم و كه چشمم به ادرينا افتاد!
روپله خوابش برده بود ! سوييچمو و روي مبل انداختم و به طرفش رفتم!
سرش و روي نرده پله ها گزاشته بود و خواب بود !
romangram.com | @romangram_com