#عشق_مخفی_پارت_536

با ابهت نگام کرد

اشکی از گوشه چشمش ریخت اصلا نامحرم اینا مهم نبود برام اومدم بغل دستش نشستم


و دستشو گرفتم :

ببین داداش بزرگه من دوماه که نامزد کردم و این شوهرمه و دوسش دارم

من تورو به عنوان داداشیم دوست دارم نمیخوام ناراحت شی خیلی سخته ابجی داداششو غمگین ببینه

امید وارم یکی بهتر از من نسبیت شه عزیزم و بغلش کردم

ک سرسو گذاشت رو شونم شونه هاش لرزید وای خدایا این پسر مغرور و تختس بخاطر من گریه میکنه


_قرار نشد خودتو اذیت کنی ها ،مرد که گریه نمیکنه

+مگه مردا دل ندارن؟

_دارن اماگریه نکن دیه بخاطر من

romangram.com | @romangram_com