#عشق_مخفی_پارت_526
كه.................
ادرینا:
در و باز کردم ابهت زده به ارشاوین نگاه میکردم
لباسم مناسب نبود یه استین کوتاه و شلوارک
درو نیمه باز گداشتم با حالتی دو سمت پله ها میدویدم گفتم:
ارشی من لباس عوض کنم میام بشین تو
یه استین بلند سبز و یه شلوار مشکی پوشیدم یه شال هم الکی انداختم روی یرم
ادکلن هم زدم
romangram.com | @romangram_com