#عشق_مخفی_پارت_527
با حالت دو اومدم پایین که دیدم هنوز جلو دره
رفتم درو کامل باز کردم که دیدم اشفتس
صداش زدم:
ارشاوین خوبی چت شد بابا ؟
_چیزی نیس بیا بریم تو
موهای بلندش ژولیده پولیده بود اخی فک کنم یکی از دوس دختراش ولش کردع حتما
_بشین من ی چایی بیارم بخوریم
سرشو تکون داد و منم رفتم اشپز خونه
دوتا چای ریختم و شیرینی زبون هارو گداشتم توی بشقاب و بردم
نشستمو میخ صورتم شد
یکم معدب شدم تا حالا ارشاوین رو ندیده بودم این شکلی
romangram.com | @romangram_com