#عشق_مخفی_پارت_519


به سمت اشپزخونه رفتم! پامو با احتياط از بين تيكه هاي شيشه رد كردم !

كاهو رو يخچال گزاشتم و جارو خاك انداز و از كابينت برداشتم!

بعد از جمع كردن شيشه ها يه چاي خوردم و به سمت اتاقم رفتم!

گوشيمو چك كردم و بعد از عوض كردن لباسام روي تختم رفتم !

بعد از حدود ١ ربع خوابم برد.......



ادرينا:

صبح با صداي زنگ گوشيم از خواب بيدار شدم!

با چشم بسته جواب دادم:


-بله؟

romangram.com | @romangram_com