#عشق_مخفی_پارت_517
قيافش عين اين بچه كوچولوها شده بود!
واي خدا اين دختر چي تو وجودش داره كه منو ديوونه ميكنه !
بدون اينكه سعي در كنترل كردن خودم داشته باشم شونه هاشو گرفتم و توي اغوشم كشيدمش!
دوتا دستاش و روي سينه هام و گزاشت سرش و تكيه داد!
چونه مو روي سرش گزاشتم!
-ادرينا؟
ادرينا: جانم؟
-يه قولي بهم بده!
-چه قولي؟
-هرجا!....هرجايي كه فكر كردي تنهايي! ترسيدي! به يادت بيار كه يه نفر هست كه هميشه مواظبته! حتي اگه نباشه!وجودشو حس ميكني!عين يه سايه! هرجا كه بري همراهته! پس هيچ وقت نترس!
romangram.com | @romangram_com