#عشق_مخفی_پارت_515
اروم باش تموم شد
و بعد به سمت اتاق راهیم کرد....
بعد از جلسه اي كه يخورده زياد طول كشيد به سمت خونه راه افتادم!
دم راه كاهو ام گرفتم ! اين دختر عشق سالاد بود!
ولش ميكرد اصن چيزي به غير سالاد نميخورد!
با كليد درو باز كردم كه صداي جيغ ادرينا رو شنيدم!
نكنه براش اتافاقي افتاده باشه!
صدا كردم : ادرينا،،، ادرينا؟؟؟
به سمت اشپزخونه رفتم !
كه مسخ شده و رنگ پريده ميون تيكه هاي شيشه ديدمش!
romangram.com | @romangram_com