#عشق_مخفی_پارت_51


ايليا رفت با اخم ب ستاره نگاه كردم ك موضوع دستش اومد و خفه شد

اعصابمو خط خطي كرد نكبت


....
با ستاره اومديم تو اتاق گفت برو حموم من رفتم فقط سشوارتو بده موهامو خشك كنم
اوكي گفتم
و رفتم سمت حموم

بعد يه حموم اب داغ
اومدم بيرون
الان زود بود لباس بپوشم
فقط انتخاب كردم
ي لباس قرمز عروسكي استين سه رب قدش هم تا زانو با جوراب شلواري مشكي بپوشم
با ي كفش دخترونه مشكي اسپرت
چون قدم بلند بود احتياج به كفش پاشنه بلند نبود

بعد انتخاب لباسا دراز كشيدم رو تخت أصلا دلم نميخواست پارتي برم چون أصلا أهل اينجور جاها نبودم


romangram.com | @romangram_com