#عشق_مخفی_پارت_484


گارسون : داره احساس إضافي بودن بهم دست ميده پس زودتر بگيد چي ميخوايد برم!

من و ادرينا نگاه هم كرديم من ابروم و انداختم بالا و لبخند زدم كه ادرينا پقي زد زير خنده!

ميون خنده هاش گفت: خيلي باهالي به مولا ،، يه شيرموز بستني!

موهاش و كه بغلاش ى زده بوده و طرفي كه بلند بود و تا رو گوشش ميومد و به طرفه زدن بود و بالا زد

شبيه پرهام بود حالت صورتش و موهاش ! بزرگ تر ميشد حتما از اون به قول دخترا جيگرا ميشد!


به أفكار جلفانه ام كه پرهام تو مغزم ساخته بود لبخند زدم!


گارسون : چاكريم!

وقتي نگاه تند منو ديد سريع گفت: نه ...يعني چاكر شوهرت ابجي!

كه باز ادرينا زد زير خنده!


romangram.com | @romangram_com