#عشق_مخفی_پارت_479
رفتم پایین ظرفا رو اماده کردمو سالاد و بشقاب و لیوان و تدارکات رو چیدم روی میز
فسنجون روی توی بشقاب های اکروپال خورشتی ریختمو...
****
بعد از خوردن ناهار و به بهو چه چه زدنای امیر حسین و نگاه های تحسین امیز ایلیا
امیر رفت و ایلیا گفت بریم خرید بیرون
رفتم بالا یه مانتو سبز لجنی کوتاه عروسکی پوشیدم
یع شلوار مشکی جذب که روی زانوش پاره بود پوشیدم
شال مشکیمو سر کردم کیف کوچیک یه وره چرم سبزمو برداشتمو
romangram.com | @romangram_com