#عشق_مخفی_پارت_478



ادرینا: اقا امیر بخورین چایتونو سرد نشه


امیر حسین: ممنون زن داداش زحمت دادین بخدا نمیخواستم مزاحم شم


_مراحمید این چه حرفیه


چند دقیقه نشستمو به اتاقم پناه بردم

حوصله چرندیات ایلی رو نداشتم

تنیک تا زانوم که سفید مشکی بود و کمر بند کشید میخورد رو پوشیدم و با جوراب شلواری


بخدا این دفعه گیر بده با این دستم چنان میزم توی اون فک خوشگلش ک نفهمه از من خورده یا دیوار

بعد از دوش گرفتن با ادکلن از اتاق بیرون رفتم

romangram.com | @romangram_com