#عشق_مخفی_پارت_458
لبخندي زدم و به سمت در ورودي اصلي رفتم!
كه ادرينا رو روي مبل ديدم!
ادرينا: ايليا من هنوز چيزي در مورد اين ادماي جديدي كه ميگي نميدونم ! نميخواي بهم توضيح بدي؟
سوييشرت ورزشيمو كندم و رو دسته مبل انداختم!
-اول يه چاي تازه دم بده تا بگم!
چشماشو ريز كرد
-باج ميگيري؟
-ميتوني هرجور كه راحتي فك كني!
از حرص زبونش و بيرون و اورد با صداييي كه صداي منو مسخره ميكرد گفت:
ادرينا: هرجور راحتي هرجور راحتي! چاييتو بنوش عامووووو
وقتي نگاه غضبناكمو ديد لبخند ژكوندي زد و سريع رفت!
اين دختر بمب انرژي بود!.......
romangram.com | @romangram_com