#عشق_مخفی_پارت_453
مطيع ايستاد كه ادامه داد: خب اول كار بايد حالت گارد گرفتن و دفاع از خودتو بهت نشون بدم
دستم و مشت كردم
-دستتو به اين حالت بگير جلوي صورتت
مشت هاي كوچولو شو جلوي صورتش گرفت
خندم گرفته بود اين دستاي كوچولو ميخواستن چيكار كنن؟
-خب دستتو بيار جلو مشتت و به سمت صورتم بيار
ادرينا: نزنم كور كنم بچه مردمو؟
-كور نميشم نترس تو بزن
شونشو انداخت بالا و گفت: باشه خودت خواستي!
دست مشت شدشو به سمتم اورد كه سريع به صورت دفاعي دستش و پس زدم و مشتمو از زير به سمتش بردم
اما نزدمش !! يهو مبهوت وايساد
ادرينا: اِاِ نه بابا، فيلم جنگيه؟
بي توجه گفتم: اگه يكي بهت مشت زد به اين صورت از خودت دفاع ميكني؟ حالا رو من امتحان كن
مشتمو به سمتش بردم كه دستم و پس زد و مشتشو به سمت صورتم اورد
ناخوناي بلندش رفت تو چشمم
اوه اوه بد جور ميسوخت چشمم و بستم و دستم و روش گزاشتم
ادرينا: اوه اوه ببخشيد گفتم ميزنم كورت ميكنم ها گوش ندادي! دستت و بردار ببينم چي شده؟
لبخند كمرنگي به اين همه نگرانيش زدم و گفتم: چيزي نشده فقط بايد ناخوناتو كوتاه كني
خنديد و گفت: چشم قربان!
romangram.com | @romangram_com