#عشق_مخفی_پارت_442

جواب نداد دوباره زدم !! باز جواب نداد!!نگران شدم
دستگيره رو كشيدم رفتم تو!!
بللللللللله !!خانم خواب بود!! پوووفي كردم ى دستم و به كمرم زدم
بهش دقيق شدم يه تاپ بندي با شلوارك بالاي زانوي ست تنش بود!! پتوشم جمع كرده بود و پاش و انداخته بود روش!!!
دلم خواست يه ذره اذيتش كنم!! اين روي شوخ و هميشه از من نميبينه!!! پس بايد كيفم بكنه!!
يه تنگ و ليوان اب رو پا تختي بود!!! دستم و داخل ليوان اب بردم
و روي صورتش ريختم !! چند قطره روي گونش ريخت !! تكون أرومي خورد و باز خوابيد!!
اين ميخواد با اين خواب سنگينش ماموريتم بياد!!
فايده نداشت تنگ و برداشتم و خالي كردم رو صورتش
عين ترقه پريد هوا و جيغ زد
ادرينا: جيغغغغغغغغ،،،،چيه؟ چي شده؟ حمله كردن؟؟؟
پقي زدم زير خنده!! قيافش واقعا خنده دار بود
يه نگاه ديگه بهش كردم و باز خنديدم!!!
چشماشو ريز كرد و نگام كرد!!! فك كنم تازه الان فهميده بود اطرافش چه خبره!!!
يهو جيغ زد و با بالش دنبالم افتاد!!
منم شروع كردم به دوييدن!!!
ادرينا : جيغغغغغغ ،،، پسره بيشعورررررر !! كارت به جايي رسيده رو من اب ميريزي ؟ نشووووونت ميدممممم!!!
همونطور كه تند از رو مبل و ميپردم گفتم : حقت بود!!! ميخواستي...
از رو دسته مبل پريدم و ادامه دادم: ميخواستي صدأت زدم بيدار شي !!
بلند گفت: از كجا مي....
از رو دسته مبل سقوط كرد پايين سريع گرفتمش كه كلش زمين نخوره .. دونفري افتاديم زمين!!

romangram.com | @romangram_com