#عشق_مخفی_پارت_439
به قيافه پرهام نگاه كردم چشاش اندازه كأسه شده بود!!!
ايليا:بگو ديگه
به ادرينا نگاه كردم رو لباش لبخند بود اونم منو نگاه كرد چشمكي بهش زدم
و دوباره رو به پرهام كردم
-زود بگو
پرهام كه هي خودشو تكون ميداد
-حتما باس حقيقت بگممممم؟
-خودت ميدوني كه!!!
پرهام : ب..باشه...
صداشو صاف كرد و به من نگاه كرد سريع گفتم به ستاره نگاه كن بگو
پوووفي كشيد و به سمت ستاره چرخيد
ستاره ام چشماشو ريز كرده بود و با استرس با ناخوناش ور ميرفت!!!!
پرهام: من..،دو....نه يعني من تورو ....
ستاره با كلافگي و استرس:من چي پرهام ؟
يهو تند تند پشت سر هم گفت: دوست دارم ستاره
يهو صداي جيغ ستاره رفت هوا و دستشو رو دهنش گزاشت
من و ادرينام فقط با خنده نگاشون ميكرديم
پرهام تند گفت: توچي؟
ستاره با ذوق: من چي؟
-تو ام منو...؟؟؟؟
وسط حرفش پريد
romangram.com | @romangram_com