#عشق_مخفی_پارت_43
کشیدم رو ابرو های بلند و کلفتم
با مداد مشکی یه خط چشم دخترونه کشیدم رژ میزدم درشتی لبامو نشون نمیداد اما برق لب میزنم دو برار میشه
برق لبو زدم
به علت سفید بودن پنکک و کرم نمیزدم
گردنبند اول اسممو هم انداختم و رفتم از نرده پله پایین
یوهووووو
یاسی جون: الله و اکبر
ادرینا: خامنه ایی رهبر
یاسی خانوم: ماشالله بترکه چشم حسود
چه خوشگل شدی دخترم
ادرینا: مرسی یاسی خانوم
بیا مادر بیا پیشم تو اشپز خونه
باشه ایی گفتمو رفتم به سمت اشپز خونه داشت سالاد درس میکرد انگولک کردم ک زد رو دستم
صدای گوشیم بلند شد
دیدم ستاره اس
نوشته بیا درو باز کن
رفتم توی حیاط سرم پایین بود اهنگی زمزمه میکردم گرفتم سرمو بالا که دیدم ایلیا واستاده نگام میکنه دستامو کردم تو جیب سارافون لیم
سرمو به عنوان سلام تکون دادم
اونم همینطور
از کنارش رد شدمو درو واسه ستاره باز کردم
اومد تو
romangram.com | @romangram_com