#عشق_مخفی_پارت_42
-من بيام تولد دوست دختر تو كه چي؟ميدوني كه من از اينجور مهموني ها خوشم نمياد!!
پرهام:ببند فك و داداچ فهميدم پليسي و پارتي نمياي ولي اگه من پرهامم تورو ميبرم اين خط اينم مثلث آ آ....
-ببينيم وتعريف كنيم
پرهام:جون ايلي ميبيني تعريفم ميكني ،من رفتم اناهيتا جون پشت خطه خدا فظ پسرم جيش بوس لالا
با خنده گفتم:خفه شو بابا برو نبينمت خدافظ
همينكه گوشي و قطع كردم يه دوش ٢ديقه اي گرفتم و رفتم سر تخت گرم و نرمم به ١٠ديقه نكشيده چشمام گرم شد و خوابم برد.....
ادرینا:
بعد از رفتن یاسی جون دلم میخواست حسابی خوشگل کنم
رفتم سمت کمد یه سارافن ابی لی پیش بندی با یه شلوار سفید برمودا برداشتم
پوشیدم و رفتم جلو ایینه موهای خوش حالتمو بستم و گوجه کردم بالا
نشستم سر میز ارایش تا ارایش کنم
تو این کار فوق العاده مهارت داشتم چون مامان خدا بیامرزم تو جوونیش ارایشگر بود
خب بگذریم
یه سایه ابرو برداشتم به رنگ قهوه ایی سوخته
romangram.com | @romangram_com