#عشق_مخفی_پارت_419

_چرخ زیره پاته چته اروم برو شاش داری مگه ؟


_تند تند راه بیا مشکل توعه

زبونم قفل شدع بود چسبیده بود سقف دهنم

رسیدیم مغازه مورد نظرش انگار ایلیا باهاش اشنا بود

بعد سلام و احوال پرسی گفت که حلقه های معمولی بیاره

اوردش اما اصلا مدلش برام مهم نبود

سرمو تکون دادم به معنای منفی یه چندتا اورد

که سرمو تکون دادم که ایلیا به شدت عصبی شد و
دستمو فشار داد که از فشار درد صورتم جمع شد

و اوند زیر گوشم گفت:
یکیو انتخاب کن


romangram.com | @romangram_com